تبلیغات
♪ یک حبــــه شعــــر ♪ - 131
♪ یک حبــــه شعــــر ♪
تــو تمام الفبا می شوی و مـــــــــن دوباره باید یاد بگیرم که چطور می شود نوشت!

131

اگر شعرهای من زیباست

دلیلش آن است

  که تو زیبایی...

 حالا

 هی بیا و بگو

        چنین است و چنان است.

 اصلاً

 مهم نیست

 تو چند ساله باشی

من همسن و سال تو هستم

 مهم نیست

  خانه‌ات کجا باشد

برای یافتنت کافی است

     چشم‌هایم را ببندم.

خلاصه بگویم

حالا

هر قفلی که می‌خواهد

 به درگاه خانه‌ات باشد

عشق پیچکی است

  که دیوار نمی‌شناسد.

 

گروس عبدالملکیان


تگ: عاشقانه+شعر کوتاه+شعر هایکو+شعر نو+گروس عبدالملکیان
بـــانـــو | نظرات()

بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحیم

وَ إِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا

لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ

لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ

وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِّلْعَالَمِینَ

--------------------------
در زندگی
یک روز هایی میشود
که دوست داری بزنی به بیابان
بیابان پیدا نمی کنی می زنی به خیابان
با دنیا که هیچ
با خودت هم قهر می کنی
منتظری ...
منتظر ِ " اوی ِ " زند ِگیت
منتظری ببینی حواسش
اصلا به قهر کردنت هست !؟
روز هایی می شود در زندِگیت
دوست داری بهانه گیــــــر شوی
تو لوس شوی و " اوی ِ" زند گیت بگوید :
اجازه هست ؟
اجازه هست روی ِ ماه ِ شما را ببوسم ؟
اجازه هست من به دور ِ شما بگردم
اجازه هست دردهایت را مرهمی باشم
روزی هم می شودطـــرز نگاهـــــت لحنِ حرفهایــــت نـوع رفتــــــــارت ســـــــــرد می شــــــودنه اینکه واقعا اینطور باشد ... نه !همه ی همه اش بهانه اســـت می خواهی چــــــــیز هایی بفهمی ...بفــــهمی اوی ِ زندگی ات حواسش به این همه سردی هست !؟؟
و امان از آن زمانی که
نفهمند
نفهمند
نفهمند ...
به یکباره
به هم می ریــــزی
از هم می پـــاشی
ســـــرد می شوی ...

بیــــــــــا جانـم
بیا ...
حواسمان؛ چشمانمان؛ دلمان
اصلا خودِ خودِ خودمان
به " گُل " زندگیمان باشد ... !


عادل دانتیســــــم
مبدل قالب بلاگفا به میهن بلاگ
فاتولز - جدیدترین ابزار رایگان وبمستر